«ريشههاي گرانيها و راههاي مهار» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
افزايش قيمتها در هفتههاي اخير كه هر روز بيشتر خود را نمايان ميسازد پديدهاي ناگهاني و پيشبيني ناپذير نبود؛ از مدتها قبل و در آستانه آغاز مرحله اصلاح قيمتها، كارشناسان متعددي مواجه شدن با چنين شرايطي را محتمل ميدانستند و نسبت به وقوع آن هشدار ميدادند، با اين حال به نظر ميرسد در شرايط فعلي گذشته از كم و كيف پيشبينيها و ميزان تحقق آنها، رشد شاخص قيمتها خصوصاً در حوزه كالاهاي مصرفي، افكار عمومي و كارشناسان را دچار نگرانيهايي كرده است كه پاسخگويي به آنها درحال حاضر از اولويتهاي مسئولان اجرايي به حساب ميآيد.
پيش و بيش از آنكه به آنچه بايد انجام شود بپردازيم، به نظر ميرسد بررسي ريشههاي گرانيهاي فعلي ضروري است و به روشنتر شدن روشهاي مؤثر براي خروج از شرايط فعلي كمك ميكند.
در يك نگاه كلي، علل افزايش شاخص قيمتها را ميتوان در سه محور دسته بندي كرد:
1 - بنابر آمارهاي رسمي منتشر شده توسط بانك مركزي، نرخ رشد نقدينگي در آذر ماه سال گذشته به 1/24% افزايش يافته است. اين رشد جهشي همانگونه كه بارها ثابت شده آثار خود را در سال 90 به تدريج نشان ميدهد و نخستين چيزي كه اين نقدينگي در چهره افزايش تقاضا در آن ظاهر ميشود، كالاهاي مصرفي است كه آحاد مردم بيشترين تعامل را با آنها دارند. نگران كنندهتر اينكه نقدينگي افزايش يافته در سال 89 قرار است در طول سال جاري هم به تزريق حدود 4 هزار ميليارد تومان يارانه نقدي در هر ماه، متورمتر شود.
2 - آمارهاي معتبر جهاني به روشني نشان ميدهند متوسط سطح قيمتها در سراسر جهان رو به افزايش است؛ اين افزايش به اين معنا است كه متوسط قيمت كالاهاي وارداتي به كشور ما هم در پي افزايش قيمتهاي جهاني، افزايش خواهد يافت. اعمال تحريمهاي سياسي عليه كشورمان هم در اين ميان باعث گرانتر شدن واردات ميشود چرا كه در بسياري موارد، هزينههاي واردات مجدد بر اين قيمتها تحميل ميشود. با اينحال اين موضوع نميتواند گران شدن كالاهاي داخلي را كه نيازي به واردات ندارند توجيه كند.
3 - اصلاح قيمت حاملهاي انرژي و سوخت كه سهم عمدهاي در قيمت تمام شده كالاها و خدمات توليد داخل دارد، از جمله مسائلي است كه در بالا رفتن قيمتها تأثير فراواني داشته است. اين تأثيرگذاري گرچه با اعمال سياستهاي كنترلي و با همكاري اصناف مختلف تا به حال كمتر مجال بروز يافته است اما بيترديد در آينده بيش از اين خود را بر هزينههاي تمام شده تحميل خواهد كرد و اين برخلاف وعدههائي است كه بعضي مسئولين ارشد كشور با قاطعيت تمام ميدادند و ميگفتند در سال 90 نه تنها چيزي گران نميشود بلكه ارزان هم خواهد شد!
با در نظر گرفتن موارد مطرح شده در سطور بالا به نظر ميرسد تصوير نسبتاً روشني از وضعيت شاخصهاي قيمتي در اقتصاد كشور به دست ميآيد:
وجود و حركت غيرقابل پيشبيني نقدينگي سرگردان در جامعه كه آمارهاي رسمي آن را تا پايان آذر ماه گذشته بيش از 270 هزار ميليارد تومان اعلام ميكنند، تورم ناشي از افزايش تقاضا را كه به تورم پولي مشهور است، افزايش ميدهد. اين نقدينگي گذشته از آنكه هر چند وقت يكبار با ورود به حوزههاي كالايي مختلف، باعث رشد حبابي و ايجاد اختلال در روند عرضه و تقاضا در آن حوزه ميشود؛ تقاضاي فراواني را در بازار بوجود ميآورد كه در پي نبود توليد و عرضه كافي، بيپاسخ ميماند و همين بيجواب ماندن باعث ايجاد التهاب و كسر موجودي و گراني ميشود.
در چنين شرايطي دستگاههاي تنظيم كننده بازار براي تأمين نيازهاي متورم و پاسخگويي به تقاضاهاي افزايش يافته به علت تزريق نقدينگي، دست به واردات گستردهتر كالاها و محصولات خارجي ميزنند تا بتوانند به اين ترتيب بخشي از تقاضاي موجود را پاسخ دهند.
اين سياست در شرايطي مانند شرايط فعلي كه قيمت كالاها در سطح جهاني افزايش يافته به معناي افزايش تورم وارداتي و بالا رفتن سطح شاخص قيمتها است.
منبع: http://www.edub.ir





